تبلیغات
شهرستان گرمی (مغان)
» پانزده حدیث تکان دهنده در باب سپردن ریاست به غیر اهلش ( 1392/12/4 )
» سردار نقدی: مشاوری که توهین می کند، خبیث و "تقی زاده" دوران است ( 1392/10/12 )
» امام جمعه گرمی: حماسه نهم دی را امام حسین ع خلق کرد ( 1392/10/6 )
» فتنه گران با دشمن همصدا شدند هر‌گز فراموش نمی‌كنیم ( 1392/10/6 )
» گناه بزرگ فتنه‌گران ( 1392/10/5 )
» «۹ دی؛ روز شكست فتنه از مردم» ( 1392/10/5 )
» خواصی که عاقبت بخیر نشدند ( 1392/10/4 )
» نقض حقوق شهروندی نظامیان با چماق حقوقی ( 1392/10/4 )
» بیانات در دیدار اعضاى ستاد مركزى هیئت رزمندگان اسلام‌ ( 1392/09/29 )
» تحلیلی بر محیط انتخابات ریاست جمهوری آذربایجان ( 1392/07/29 )
» نرمش قهرمانانه ( 1392/07/2 )
» دفاع مقدس ( 1392/06/31 )
» کلید بود یا سوئیچ بولدوزر‌؟ / حسین شریعتمداری ( 1392/06/12 )
» آغاز فعالیت چهارمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا و انتخاب هیات رئیسه شورای اسلامی شهر گرمی ( 1392/06/12 )
» مواضع شگفت‌آور هاشمی/ مخالفت آشکارا با آرمان‌های امام ( 1392/06/3 )
» ما را بدبخت کردید حالا می‌گویید تقلب دروغ بود؟! ( 1392/05/28 )
» ماجرای خواندنی فرار 3 ایرانی از اسارت عراقی ها ( 1392/05/28 )
» نجفی در انتخابات 88 نظام را متهم به تجاوز کرد ( 1392/05/21 )
» عید سعید فطر مبارک باد ( 1392/05/17 )
» این گزینه‌ها مصداق اعتدال نیستند ( 1392/05/15 )
» خبرنگاران نقادانی هستند كه به اصلاح جامعه می اندیشند ( 1392/05/15 )
» وزیر دولت اعتدال : مقلد آقای منتظری هستم و این را مایه افتخار خود می‌دانم ( 1392/05/15 )
» روز قدس و توطئه‌های جدید در جهان اسلام ( 1392/05/9 )
» کیهان نوشت : مگر آن 25 میلیون رأی حق‌الناس نبود؟! ( 1392/05/9 )
» انتشار اسامی 23 عضو کابینه یازدهم ( 1392/05/7 )
» آشنائی با جریان پان ترکیسم 1 ( 1392/05/1 )
» نگرانی اصلاح‌طلبان از بازگشت عارف! ( 1392/04/30 )
» حمله علی مطهری به وزارت اطلاعات ( 1392/04/23 )
» حجت الاسلام علی امیدوار به عنوان امام جمعه بخش انگوت معرفی شد ( 1392/04/20 )
» هشدارهایی که امام خامنه ای پیشتر به انقلابیون منطقه دادند ( 1392/04/19 )

خواصی که عاقبت بخیر نشدند




فتنه 88 همچون دیگر مقاطع حساس تاریخ انقلاب پر بود از آزمایش برای "مردم" و "خواص" و تکرار تجربه های معروف تاریخی. نقش آفرینی شایسته و کم نظیر مردم در این برهه خطیر با حضور بصیرانه در میدان نظر و عمل که اوج آن حماسه 9 دی بود، بر همگان آشکار شد.

 اما رویکرد سوال برانگیز عده ای از خواص مطرح، موجب شد که شخصیت ها و مردم بصیر ایران اسلامی آنان را به برخی شخصیت های مشهور صدر اسلام تشبیه کنند. این شخصیت های خوش سابقه و انقلابی جمهوری اسلامی گرچه همانند برخی بزرگان صدراسلام کارنامه ای ارزشمند و اثرگذار در حکومت اسلامی داشتند اما درست مانند آنان که در فتنه های دوران ائمه معصومین(ع) غرق شدند، در آزمایش حساس فتنه 88 زانو خم کردند و چرب و شیرین دنیا آنان را فریفت و به سقوط مرگبار کشاند.

اما نه تنها در صدر اسلام که در تاریخ بلند ادیان الهی، خواصی كه "بد عاقبت" شدند بسیار فراوانند اما در اینجا هفت نمونه را که در کتاب گفتار معصومین(علیهم السلام) نوشته آیة الله مکارم شیرازی آمده، بیان مى كنیم که خالی از لطف نیست:

1. بلعم باعورا كه از دانشمندان بنى اسرائیل بود، مقامش آنقدر بالا رفت كه مستجاب الدعوه شد، و حضرت موسى (علیه السلام) از او به عنوان مبلّغ استفاده مى كرد، ولى بر اثر تمایل به فرعون و وعده و وعیدهاى او از راه حق منحرف شد و همه كرامات خود را از دست داد، تا آنجا كه در صف مخالفان موسى (علیه السلام) قرار گرفت. این موضوع به زمان موسى (علیه السلام) یا سایر پیامبران اختصاص نداشته و بعد از پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) و تا به امروز نیز ادامه دارد كه بلعم باعوراها علم و دانش و نفوذ اجتماعى خود را در برابر درهم و دینار یا مقام و یا به خاطر انگیزه حسد در اختیار گروه هاى منافق و دشمنان حق قرار داده و مى دهند.

این افراد ویژگى هایى دارند كه قرآن در آیات 176 و 175 سوره اعراف آن ویژگى ها را چنین بیان مى كند: آنها هواپرستانى هستند كه خداى خود را فراموش كرده و همّتهایى پست دارند و تحت وسوسه هاى شدید شیطان قرار دارند و به آسانى قابل خرید و فروشند، آنها همانند سگهاى بیمارى هستند كه هرگز سیراب نمى گردند. (1)

چون فرعون تصمیم گرفت موسى و یارانش راتعقیب كند به بلعم باعورا گفت: از خدا بخواه كه موسى و اصحابش به دست ما گرفتار شوند. او پذیرفت و به طرف موسى (علیه السلام) و اصحابش به راه افتاد تا آنها را نفرین كند. چهارپاى وى از حركت امتناع ورزید، بلعم باعورا حیوان را زد; خداوند حیوان را به زبان آورد و حیوان گفت: واى بر تو چرا مرا مى زنى؟ آیا مى خواهى همراه تو بیایم كه تو پیامبر خدا و قومش را نفرین كنى؟ بلعم باعورا آنقدر آن حیوان را زد تا جان داد. در این هنگام اسم اعظم از دست او رفت. (2)

2. سعد وقاص از سابقین در اسلام است كه پیش از ابوبكر مسلمان شد و یكى از نامه نویسان پیامبر (صلى الله علیه وآله) بود، امّا عاقبتش بد شد و با امام على (علیه السلام) بیعت نكرد ولى پس از امام (علیه السلام) وقتى شنید كه معاویه به سبّ و لعن على (علیه السلام) مى پردازد بر او وارد شد و گریست و در باب فضایل امیرالمؤمنین (علیه السلام) سخن گفت و حدیث «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا علىٌّ مَوْلاه » و حدیث مباهله و حدیث منزلت را به رخ معاویه كشید.

معاویه او را از شام بیرون كرد و به فرماندار مدینه نوشت تا سعد وقاص را مسموم كند و او هم عمل كرد و سعد را مسموم كرد. سعد نه با حكومت حق كنار آمد و نه با حكومت باطل و خَسِرَالدُنیا و الآخِرَة شد. (3)

3. حسان ، شاعر پیامبر(صلى الله علیه وآله) هم متأسّفانه با همه درخشش به مشكل تلوّن (در آغاز زندگى ایمان قابل قبول داشتند ولى بد عاقبت شدند) دچار شد. او شعرى كه درغدیر سرود به جاى كلمه مولا كلمه امام را آورد:

وَ قالَ لَهُ قُمْ یا علىُّ فاِنَّنِی *** رَضِیتُكَ مِنْ بَعْدِى اِماماً و هادِیاً
«پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود: یا على برخیز كه من تو را به عنوان امام و هادى مردم پس از خودم برگزیدم».

همین حسان پس از پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله) به انحراف گرایید و در زمان خلافت على (علیه السلام) ، عثمانى از آب درآمد و در خطّ مخالف قرار گرفت; و از اینجا سرّ كیفیّت دعاى پیامبر (صلى الله علیه وآله) در حقّ او معلوم مى گردد كه فرمود: «لا تَزالُ یا حَسّانُ مُؤیَّداً بِروحِ القُدُسِ ما نَصَرْتَنا بِلِسانِك ; تا زمانى كه با زبانت ما را یارى مى كنى مورد تأیید مى باشى».

4. قیس بن عمرو بن مالك كهلانى معروف به نجاشى شاعر، از اهل نجران یمن و از یاران امام على (علیه السلام) بود در صفّین به جنگ با شاعران شام رفت، پس از جنگ صفّین در ماه رمضان به كوفه آمد و مهمان دوست خود ابوسماك شد. ولى در آن روز ناهار خوردند و شراب نوشیدند و مست شدند، امام (علیه السلام) 80 تازیانه به خاطر شراب خوارى و 20 تازیانه به خاطر بى حرمتى به ماه مبارك رمضان به عنوان حد به او زد. از حضرت جدا شد و به معاویه پیوست.

5. طلحه از قریش و از اهل مكّه و از پیشگامان در اسلام است، در جنگهاى زیادى حضور داشت ولى سرانجام در جنگ جمل شركت كرد و كشته شد.

6. زبیر از خواصّ پیامبر(صلى الله علیه وآله) و پسر عمّه حضرت و پسر صفیّه دختر عبدالمطَّلب است. او از علاقه مندان على (علیه السلام) و در دوران غربت پس از ارتحال پیامبراكرم (صلى الله علیه وآله) تا به خلافت رسیدن امام (علیه السلام) همراه حضرت بود. زبیر وقتى دید على (علیه السلام) را با اهانت به مسجد مى برند با شمشیر به آنها حمله كرد و خروش برآورد: «یا مَعْشَرَ بَنِى هاشِم أَیُفعَلُ هذا بعلىّ و أَنْتُم أحیاء; آیا شما زنده اید و با على اینگونه رفتار مى شود».

او از وفاداران به امام على (علیه السلام) بود، وقتى على (علیه السلام) فرمود: وفاداران من فردا صبح با سرهاى تراشیده و همراه با سلاح به منزل من بیایند، تنها سلمان، ابوذر، مقداد و زبیر به وعده خود وفا كردند; و نیز در شوراى شش نفره اى كه عمر تشكیل داد او حامى على (علیه السلام) بود. امّا سرانجام دنیا او را فریفت و فتنه جمل را به پا كرد و در همین فتنه كشته شد و امام (علیه السلام) شمشیرش را گرفت و فرمود: «سَیْفٌ طَالَما جَلى الكَرْبَ عن وَجْهِ رَسولِ الله... ; چه زمان طولانى این شمشیر گرد اندوه از چهره رسول خدا زدود».

و آن حضرت فرمود: تا زمانى كه فرزند زبیر یعنى عبدالله به دنیا نیامد او از ما اهل بیت بود، امّا عبدالله سبب گمراهى او شد.

7. على (علیه السلام) در جلسه اى كه جمعى از صحابه پیامبر (صلى الله علیه وآله) از جمله أنَس بن مالِك حاضر بودند، فرمود: اى حاضران، كدام یك از شما با گوش خود شنیده است كه رسول خدا (صلى الله علیه وآله) در غدیر خم فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلىٌّ مَوْلاه »

جمعى از جاى برخاستند و گواهى دادند ولى انس بن مالك شهادت نداد، امام به او فرمود: چه چیز باعث شد كه شهادت ندهى؟ گفت: پیر و فراموش كار شده ام. امام فرمود: «اللّهُمَّ إن كانَ كاذِباً فَارْمِهِ بَیْضاءَ لا تُخْفِیها العِمامَة ; خدایا اگر دروغ مى گوید سفیدى (بیمارى پیسى) در صورتش پدید آور كه قابل مخفى كردن با عمامه نباشد». او به این بیمارى دچار شد و تا آخر عمر با او بود.

نمونه هاى دیگرى كه علاقه مندان مى توانند به تاریخ مراجعه كنند عبارتند از: عبدالله بن زبیر، عبدالله بن عمر، أشعث بن قیس، عبیدالله بن عباس، شریح قاضى، شمربن ذى الجوشن، شبث بن ربعى، عمر سعد.






ادامه مطلب...